دوشنبه 21 اردیبهشت1388
شب تا صب بیدارم از عشقت میبارم بی خبر از حال م موندی مهربون یارم
دیگ ه بد جور دلگیرم دیگه از جونم سیرم تو سکوتم توی بغضم بی تو دارم میمیرم
اره میدونم و میدونی بد جور دیوونه م به امیدی به نویدی دارم از تو میخونم دیگ ه بسه دل خسه داره از غم میپوسه جای خورشید توی چشم ام دیگه سوسوی فانوس ه
تو که نیستی آواره م از دنیا بیزارم
تو که نیستی بی ماهم تک و تنها توی راهم
تو که نیستی تاریکم به نبودن نزدیکم
تو که نیستی بی برگم بی روحم یک سنگم
تو که نیستی نه هوا هس نه نفس هس نه ترانه
تو که نیستی واس ه بودن نمی مونه ی بهانه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:12  توسط مریم
|
سه شنبه 6 فروردین1387
اين همه چرخيدي و چرخوندي
آخرش چي شد
اون بلیت شانس دائم بگو قسمت
كي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
اين همه طلسم و ورد جاي
خوش دعا كجاست
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:45  توسط مریم
|
چهارشنبه 14 شهریور1386
باورم نمی شه دستات توی دست منه چشمات توی چشم منه قلبم داره تند تند می زنه حس می کنم که خواب می بینم
باورم نمی شه می گی تا ابد مال منی حرفایی که می خوام میزنی قلبم داری از جا می کنی حس میکنم عاشق ترینم
باور کردنی نیست این عشق و غمی نیست از درد و کمی نیست وقتی که تو هستی
باورم نمی شه اشکام دیگه از بی کسی نیست حرفام دیگه از نارسی نیست دستام با تو دیگه خالی نیست حس می کنم دیگه امیرم
باور کردنی نیست این عشق و غمی نیست از درد و کمی نیست وقتی که تو هستی
باور کردنی نیست... وقتی تو هستی!
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:20  توسط مریم
|
جمعه 5 مرداد1386
من جز تو کسی را نشناسم که ولی بود
حق بود علی و فقط او ذکر علی بود
رخصت که شوم خاک در خانهء عشقت
صد جان چو من باد فدای ره عشقت
این عید سعید رو بهتون تبریک میگم خاصه به همهء پدرای مهربون چه اونایی که الان پیش ما هستن چه اونایی که ...(خداوند رحمتشان کند)
یا علی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:35  توسط مریم
|
پنجشنبه 10 خرداد1386
پنجرهء چشمای تو وقتی به چشمام وا میشه نمی دونی توی وجودم که چه غوغایی میشه لحظه ای که تو با منی آتیش به جونم می زنی گر می گیره جون و تنم وقتی که میگی با منی
نه می تونم بگم برو نه می تونم بگم بمون آخه من این جام رو زمین تو اوج اوج آسمون
بیشتری از یه آرزو فراتر از یه خواستنی عشق تو تو خون منه یه عشق نا گسستنی
وقتی که چشمات خیس شدن طهارت عشق و دیدم زمزمه های قلبتو با گوشای دل شنیدم یه سایه پابه پای من به خوب و بد راضی شدی با من دیوونه ترین چه ساده هم بازی شدی
نه می تونم بگم برو نه می تونم بگم بمون آخه من این جام رو زمین تو اوج اوج آسمون
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:3  توسط مریم
|
شنبه 29 اردیبهشت1386
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:22  توسط مریم
|
شنبه 22 اردیبهشت1386
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت
خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم
خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم
خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام
خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام
خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره
خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه
خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم
خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:49  توسط مریم
|
دوشنبه 27 فروردین1386
از تموم دنیا و دارو ندارش شونه هاتو کم دارم برای بارش زخمی خنجر زهرآگین یارم تو که تازه اومدی تنها نذارم
به چشام خوب خیره شو ببین چه پیرم من و دریاب خوب من دارم می میرم دیگه حتی نایی نیست برای گفتن خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم
یک لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم برای یک لحظه خوشی به هر دری در می زنم برگردون عمر رفتمو حتی واسه یه ثانیه دل خوش کنم حتی دو روز از من مگه چی باقیه
غربتم رو آشنایی کن بهارم روزامو دریاب عزیز دور شد قطارم تنها یک ثانیه عاشقی بجز این هیچ توقعی از این روزا ندارم
یک لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم برای یک لحظه خوشی به هر دری در می زنم برگردون عمر رفتمو حتی واسه یه ثانیه دل خوش کنم حتی دو روز از من مگه چی باقیه
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:7  توسط مریم
|
چهارشنبه 23 اسفند1385
نه به فردایی پر از خاطره می اندیشم نه به دنیایی پر از حادثه می اندیشم نه به خویش و نه به عالم نه به پاییزو بهار نه به امواج پر از آیینه می اندیشم
نه به این بار گران نه به این آب روان نه به این و نه به آن به تو می اندیشم
نه به تخت و نه به زینت دل نبستم بر زمینت نه به جان و نه به این تن به تو اندیشم گل من
با تو عاشقم همیشه تویی برگ و تویی ریشه کرده ای سادهء عاشق توتنم عشق تو ریشه زندگی بی تو نمی شه با منی تو تا همیشه
نه به تخت و نه به زینت دل نبستم بر زمینت نه به جان و نه به این تن به تو اندیشم گل من
با تو عاشقم همیشه تویی برگ و تویی ریشه کرده ای سادهء عاشق تو تنم عشق تو ریشه زندگی بی تو نمی شه با منی تو تاهمیشه...
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:50  توسط مریم
|
چهارشنبه 23 اسفند1385
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:48  توسط مریم
سه شنبه 15 اسفند1385
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:6  توسط مریم
|
دوشنبه 30 بهمن1385
می دونم برات عجیبه این همه اصرارو خواهش این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش
می دونم که خنده داره واسه تو گریهء دردم می گذری از من و میری اما باز من بر می گردم
می دونم برات عجیبه من با اون همه غرورم پیش همهء بدی ها چه جوری بازم صبورم می دونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم دور می شی من و نبینی باز سراغتو می گیرم
می دونی چرا همیشه من بدهکار تو می شم وقتی نیستی هم یه جور با خیالت راضی می شم می دونی واسه چی از تو بد می بینم و می خندم تا نبینی گریه هامو هر دو چشمام و می بندم
چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام می میرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام میدونم یه روز می فهمی روزی که دنیا رو گشتی من چه جوری تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتی
چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام می میرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام....
رضا صادقی 
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:31  توسط مریم
|
جمعه 27 بهمن1385
تو می تونی منو از پا در اری تو می تونی که اشکم در بیاری فقط تویی که می تونی عزیزم منو عمری توی کما بذاری
تو می تونی که روحم رو بپاشی تو می تونی دوسم نداشته باشی اره تویی که می تونی عزیزم بری لحظه ای یاد ما نباشی
ولی خوب می دونی نمی تونی بگیری از دلم هواتو ولی خوب می دونی نمی تونی بگیری از من خاطراتو
تو می تونی نبینی خستگیمو تو می تونی نفهمی بچه گی مو تو می تونی که نادیده بگیری تموم لحظه های زندگی مو بی وفایی تو خونت می دونم می تونی بگذری اینم می دونم می دونم می تونی بشکنی ساده دل و حرمت هر چی هست می دونم
ولی خوب می دونی نمی تونی بگیری از دلم هوا تو ولی خوب می دونی نمی تونی بگیری از من خاطراتو
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:28  توسط مریم
|
سه شنبه 24 بهمن1385
دلم برات تنگ شده جونم
می خوام ببینمت نمی تونم بین ما دیوارای سنگی فاصله یک عمره می دونم
بغض ترانمو شکستم می خوام بگم عاشقت هستم تو عین ناباوری یک شب خالی گذاشتی هر دو دستم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصهء من تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لب های بستهء من
نیمه شب از خوابم پا می شم نیستی پیشم باز دیوونه می شم دوری تو تیشه زد به ریشم نیستی پیشم
بی صدا از من خالی می شم هم صدا با بی بالی می شم گونه هام خیس از شبنم غم نیستی پیشم نیستی پیشم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصهء من تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لب های بستهء من
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 6:34  توسط مریم
|
چهارشنبه 18 بهمن1385
عشق تازه حرف تازه من و تو شب که درازه هیچکی مثل ما نفهمید تو دل این شب یه رازه
من یه نیمه از تو بودم تو یه نیمه از خود من بین ما فاصله افتاد دل من و تو رو شکستن
بغض نکن که بغض چشمات شعله می ندازه به جونم با خیالت گر می گیره بند بند استخونم اسم رمز شب ستاره ست بودنامون تا دوباره ست شبا که دلتنگ جنونیم ستاره بازیمون بهانه ست
ما برای عاشقیمون یه زبون تازه داریم دوریم اما تو یه ساعت چشمامون رو هم می ذاریم
تو رو دارمو ندارم بودنی به رنگ یک خواب دلخوشم حتی به رویا غنچهء نجیب مهتاب
از تو لبریزم و بی تو خالی از حتی خود من هر جا هستی هر جا میری عاشقانه ها باهاتن ما زیر سایهء عشقیم خیره خیره تا خود شوق بی تفاوت به نگاه دشمن عاشق بی ذوق
رضا صادقی 
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:21  توسط مریم
|
پنجشنبه 12 بهمن1385
دلم برات تنگ عزیز یادی نمی کنی زمن دارم دیوونه می شم و نمی بینی نیاز من
من دلم برات تنگ عزیز یادی نمی کنی زمن دارم دیوونه می شم و نمی بینی نیاز من می خوام ببینمت ولی فاصله از من تا خداست خودم هزارویک طرف همه حواسم به شماست همه حواسم به شماست
وقتی نمی بینم تو رو چشمامو واسه کی بخوام نفس برام سمی میشه هوا رو واسه کی بخوام انگار نه انگار که دلی برای بودن تو بود رفتی و بین ادما شدم یکی بود و نبود
یه جور واقعی تورو حس می کنم توی تنم به جون تو بدون تو دیگه دارم دق می کنم صورت ماه تو عزیز دیوارای خونه شده هر کی می بینتم می گه طفلکی دیوونه شده
تو رو خدا راضی نشو بیشتر از این هدر بشم دیگه بسه راضی نشو این جوری در بدر بشم
وقتی نمی بینم تو رو..........
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:51  توسط مریم
|
جمعه 29 دی1385
میگن کلاغ
قاقاری تو رو چه به باغ درباریه سکه نداری دون می خوای عاشق
مهربون می خوای خوش تو دلم
یک کسی هست یه عمر میشه به پاش نشست به پاش نشست و مرد براش قارقاری کرد تو سرسراش خوش تو دلم دوسم داری میگن که تو
حق نداری یه دلخوشی داشتم اونم ازم گرفتن
اجباری پیغوم رسید که اونورا جا نیست واسهء کوچیکترا اهای کلاغ دیوونه اینجا جای
بزرگونه برو این ورا پیدات نشه کسی عاشق صدات نشه کورشو نبینی هیچکی تا کسی
شیفتهء نگات نشه اهای کلاغ قارقاری.....
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:46  توسط مریم
|
یکشنبه 24 دی1385
دورم از تو اما
با تو لحظه هارو زنده هستم بازم از تو پرم از تو واسه تو
رویای خستم
خوب دیروز با توهر روز از تو با
خدا می خونم تو خیالت توی حالت باز توی
کما می مونم
تا وقتی کنارمی می دونم تاوقتی بهارمی می تونم
دگه طاقت دوریت و ندارم دیگه نمی تونم...
غربت این لحظهء خسته راه خنده هامو بسته کمر گیتار عشقم زیربار غم شکسته شب یلدام ساکت و سرد حسرت شب خالی از درد تا که دق نکرده رویا تورو جون لحظه برگرد ...
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:56  توسط مریم
|
دوشنبه 18 دی1385
منت به سرم نیست بجز منت
مولا
یاهو مددی سرور من حضرت والا
یاهو نشود سایهء تو کم زسر من
یاهو نظری کن به دل دربدر من
عید سروری مولا علی مبارک
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:38  توسط مریم
|
دوشنبه 18 دی1385
خلوت بی تو معنا نداره این جا بدون
نازنینم صفا نداره
صبورو پاکی قرمز قرمز ابی دریا پیش تو جلا نداره طلای ناب روزگار تا تو می یای می یاد بهار کویر سردم بی تو عشق ابری شو رو تنم ببار
بی تو نوایی ندارم سوز صدایی ندارم بیا تا تو لحظهء بغض سر روی شونت بزارم
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:42  توسط مریم
|
جمعه 15 دی1385
دربارهء شب یلدا گفتم و سلطان حالا یه خبر عکس های اون شب رو زده بودن توی وبلاگ توپ من براتون میذارم
شب یلدای ۸۵
واما عکسهای شب یلدای ۸۴ این پایینیه ببینید:
شب یلدای ۸۴
شب یلدا
تو به شیرینی یک شب یلدا تو به وسعت ابی همه دریا تو طراوت یاس و گل شب بو تویی مرحم زخم همه دردام تو طلوع سحر تویی صبح دگر به افقهای حیاتم تو چو تاج سری تو من دگری من چو خاکی زیر پاتم
من اگر زنده ام از بهر توام من اگر عاشقم از عشق تو ام من اگر بیدارمو می خوانم به تو دلخوشم ای مهتاب شبم به تو دلخوشم ای همه تاب و تبم
به غریبی من یادت شده تسکینم فقط از دوریت ای اینه غمگینم همه لحظهء من از یاد تو پر گشته به افق های دلم نام تو خور گشته
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:35  توسط مریم
|
پنجشنبه 14 دی1385
ساغر مستیه من همهء
هستیه من مث یک کبوتر عشقی نشستی تو دل من همهء
بودونبود بهترین شعروسرود تو عزیزی واسهء
کویر قلبم مث
رود
شب وروزم سازو سوزم خط به خط غزل غزل تورو خوندن با تو موندن دل به دل بغل بغل تو به شیوایی عشقی نه زلالی نگاه همسفر با من دیوونه تا انتهای راه
رضا صادقی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:11  توسط مریم
|
چهارشنبه 13 دی1385
یه کاری کردی به
قلبم که بدونت حتی مردن سخت حتی بی تو
خوبم لذت از زندگی بردن یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه درد عشقت کرده
پیرم اما باورکن می ارزه
دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده یه چیزی مثل یه جادو که بهم رهایی میده این مهمه که می دونم واسه من چقدر عزیزی من که جام عشق و دادم چه بنوشی چه بریزی
پیشکشت همه نفس هام نازنین خوب همیشه نیمی از تنم شدی تو که ازم جدا نمیشه
رضا صادقی
و اما شب یلدا چی بگم اصلا چی میتونم که بگم اون شب سلطان مهمون پاییز شد زمستون شد بود حاضرم همه زندگیمو بدم یه بار دیگه برنامه رو بشنوم خوش به حال اون هایی که ضبطش کردن به جد عرض می کنم هرکی نشنیده از کفش رفته
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:39  توسط مریم
|
سه شنبه 12 دی1385
این ترانه از البوم جدید زضا صادقی هست
بی خدا حافظ
به همین سادگی رفتی بی خدا حافظ عزیزم سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم به همین سادگی کم شد عمر گل بوده تو دستم گله از تو نیست می دونم خودم اینو از توخواستم
به جون ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی هر جا هستی خوب وخوش باش تا ابد بغض صدامی تورو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم داری اب می شی می میری اینو از همه شنیدم دارم از دوریت می میرم تاکنار من نسوزی از دلم نمیری عمرم نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیرهامون که نفس نفس فدا شد از همون لحظه که رفتی روحم ازتنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی من تنها رو دعا کن خاطراتمو نگه دار امادستامو رها کن دست تو اول عشقه بسپرش به اخرین مرد مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد گریه می کرد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:36  توسط مریم
|