تبليغاتX
شبگرد کوچه باغ ترانه
دوشنبه 21 اردیبهشت1388

 

شب تا صب بیدارم از عشقت میبارم بی خبر از  حال م موندی مهربون  یارم

دیگ ه بد جور دلگیرم دیگه از جونم سیرم تو سکوتم توی بغضم بی تو دارم میمیرم

اره میدونم و میدونی بد جور دیوونه م به امیدی به نویدی دارم  از تو میخونم دیگ ه بسه دل خسه داره از غم میپوسه جای خورشید توی چشم ام دیگه سوسوی فانوس ه

تو که نیستی  آواره م از دنیا بیزارم

تو که نیستی بی ماهم تک و تنها  توی راهم

تو که نیستی تاریکم به نبودن نزدیکم

تو که نیستی بی برگم بی روحم یک سنگم

تو که نیستی نه هوا هس نه نفس هس نه ترانه

تو که نیستی واس ه بودن نمی مونه ی بهانه

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:12  توسط مریم  | 

چهارشنبه 2 اردیبهشت1388

آ وی خت ه ام

ا ز جایی که نمی دانم چیست

آویخته ام

از جایی که تا بیداری

یا خواب

یا آب

تنها فریادی فاصله است

 {زیر ضربه های لعنت که یه دشمنه تو خلوت}

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:49  توسط مریم  |