تبليغاتX
شبگرد کوچه باغ ترانه
شنبه 24 اسفند1387

 

دریا شده است خواهر و من هم برادرش

شاعر تر از همیشه نشستم برابرش

 

خواهرسلام!با غزلی نیمه آمدم

تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش

 

خواهر!زمان زمان برادر کشی ست باز

شاید به گوشها نرسد بیت آخرش

 

می خواهم اعتراف :کنم هرغزل که ما

با هم سروده ایم جهان کرده از برش

 

با خود مرا ببر که نپوسد در این سکون

-شعری-که دوست داشتی از خود رها ترش

 

دریا!سکوت کرده و من حرف میزنم

حس میکنم که راه نبردم به باورش

 

دریا!منم-همو که به تعداد موجهات

با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

 

همو که دل زده است به اعماق و کوسه ها

خون میخورند از رگ در خون شناورش

 

خواهر!برادر تو کم از ماهیان که نیست

خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

 

دریا سکوت کرده ومن بغض کرده ام

بغض برادرانه ای از قهر خواهرش

 

 

{محمد علی بهمنی}

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:21  توسط مریم  | 

پنجشنبه 22 اسفند1387

 

نگاهم در آیینه

فرو میریزد

جزیره ای به زیر آب میرود

در ساحل آیینه

دستانی کورمال

عطر تو را میجویند

وپرندگان

بودن جزیره را فراموش میکنند .

 

 

{کیکاووس یاکیده}

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:35  توسط مریم  |