تبليغاتX
شبگرد کوچه باغ ترانه
دوشنبه 22 بهمن1386
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است

برگرفته از وب سایت آوای آزاد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:54  توسط مریم  | 

پنجشنبه 11 بهمن1386
یه شب مهتاب

ماه میاد تو خواب

منو می بره ته اون دره

اونجا که شبا یکه و تنها

تک درخت بید

شاد و پر امید

میکنه به ناز

 دستشو دراز

که یه ستاره بچکه مث یه چیکه بارون

به جای میوه ش سر یه شاخه ش بشه آویزون

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:14  توسط مریم  | 

سه شنبه 2 بهمن1386

این کلمات

به آب  و آتش

بزنند

خودشان را حلق آویز

کنند

یا به دریا غرق شوند،

می دانند،

میدانید و میدانم     هیچ کدام شما نمی شوند.

امیر عباس مهندس

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:35  توسط مریم  |