باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است
برگرفته از وب سایت آوای آزاد
برگرفته از وب سایت آوای آزاد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:54  توسط مریم
|
ماه میاد تو خواب
منو می بره ته اون دره
اونجا که شبا یکه و تنها
تک درخت بید
شاد و پر امید
میکنه به ناز
دستشو دراز
که یه ستاره بچکه مث یه چیکه بارون
به جای میوه ش سر یه شاخه ش بشه آویزون
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:14  توسط مریم
|
این کلمات
به آب و آتش
بزنند
خودشان را حلق آویز
کنند
یا به دریا غرق شوند،
می دانند،
میدانید و میدانم هیچ کدام شما نمی شوند.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:35  توسط مریم
|