دوباره رگ زده ام تا پر از هوا بشوم
بریزم از بدنم بر زمین رها بشوم
دوباره آمده ام با تمام خون خودم
بدون دغدغه مغلوب ماجرا بشوم
چه ساده بر کف حمام جاری ام تا چاه
مرا فرو بکشاند که بی صدا بشوم
نمی گذارم از این خلسه خارجم بکنند
که باید از من انسانی ام جدا بشوم
نمی گذارم از اين رد رو به نابودي
بساط گردش خونم کنند تا...بشوم
نشد که دیده شوم در جهانتان...به درک
به من نیامده همسایه ی شما بشوم
صدای همهمه ی مبهمی است در گوشم
صدای ولوله ی مادرم..."فدا بشوم"
به زور آمده اند از دریچه تا ببرند
مرا دوباره به جایی که مبتلا بشوم
رضا نیرو برگرفته از وبلاگ
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:59  توسط مریم
|
با ساعت دلم
وقت دقیق آمدن توست
من ایستاده ام:
مانند تک درخت سرکوچه
با شاخه هایی از آغوش
با برگ هایی از بوسه
با ساعت غرورم اما !
من ایستاده ام :
با شاخه هایی از تابستان
با برگ هایی از پاییز
هنگام شعله ور شدن من
هنگام
شعله ور شدن توستها ... چشم ها را می بندم
ها ... گوشها را می گیرم
با ساعت مشامم
اینک:
وقت
عبور عطر تن توستمحمد علی بهمنی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:40  توسط مریم
|
هلال ماه جای چنگ ستاره بود بر صورت آسمان ... آسمان جای تلنگر کهکشان بود بر سینهء کائنات و تو جای بودن خدایی بر سینهء هستی و هستی جای نزول نشانه ها بر سینهء تو ...
اگر ماه دوتا شد به یکتایی اشارهء تو بود و اگر یکی بود و هیچ چیز نبود نور تو بود و نور تو بود و نور علی نور...
تاریکی پا پس می کشید با تکرار یارانت در آیینهء یکدیگر که مومن صافی چهرهء مومن است
تو تا انتهای آسمان رفتی از قدس تا قدوس ...
چه بویی داشت خاکستر بال فرشته ها در نزدیکی پروانگی ات ... چه رنگی داشت این ناگهانگی در دامان رب الودود
تو ، او ، ما ... والاپیامدارمحمد
فرزاد حسنی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:7  توسط مریم
|
من بودم
آنكه
تار میتنید.
دلم از شوق پریدن میتپید
و چشمانم
كمكم
در زیر پرده سپید
خاك میشد.
بهار كه آمد،
پیلهای بودم
كه پروانه نشد.
حامد حبیبی برگرفته از سایت آوای آزاد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:30  توسط مریم
|
دیگر نیارم طاقت دلتنگی دور از تو بودن را
آری همین فردا
همین فردا تورا دیدار
خواهم کرد...
...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:12  توسط مریم
|
" آنچه در
آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از آن اوست "۶طه
دیشب مطلع شدم که مادر بزرگ یکی از بهترین دوستام فوت کردن . امیدوارم تسلیت من رو بپذیرن خداوند رحمتشان کند .برای شادی روحشون فاتحه یادتون نره
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:37  توسط مریم
|
برگ هنوز نرفته
درخت لاغر شد
دل گیاه
چه زود
تنگ میشود!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:7  توسط مریم
|
من جز تو کسی را نشناسم که ولی بود
حق بود علی و فقط او ذکر علی بود
رخصت که شوم خاک در خانهء عشقت
صد جان چو من باد فدای ره عشقت
این عید سعید رو بهتون تبریک میگم خاصه به همهء پدرای مهربون چه اونایی که الان پیش ما هستن چه اونایی که ...(خداوند رحمتشان کند)
یا علی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:35  توسط مریم
|
صالح وحدت برگرفته از آوای آزاد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:54  توسط مریم
|